اتحادیه اروپا و ارمنستان نخستین نشست سران خود را در ایروان [ارمنستان] برگزار کردند، جایی که رهبران، مشارکت اتصال جدید اروپا و ارمنستان را آغاز میکنند تا همکاری در اقتصاد، حملونقل و انرژی را تعمیق بخشند. تدابیری برای تقویت پیوندهای امنیتی و مدیریت مرزی اتخاذ میشود (European Commission)
وزارت آموزش آمریکا، قانونی را نهایی کرد تا با ادغام طرحهای بازپرداخت، ایجاد گزینهای تازه مبتنی بر درآمد و مهار وامگیری بیش از حد، هزینههای دانشگاه را کاهش دهد و بازپرداخت وامهای دانشجویی فدرال را سادهتر کند. این سیاست میکوشد بازپرداخت را قابلپیشبینیتر و مدیریتپذیرتر کند و همزمان وامگیری بیش از حد و کل بدهی دانشجویی را کاهش دهد (Department of Education)
سرویس امنیت دیپلماتیک آمریکا شبکهای چندایالتی برای گذرنامههای جعلی و سرقت هویت را کشف کرد که با استفاده از دادههای دزدیدهشدهٔ بیش از ۲۵۰۰ قربانی، گذرنامه آمریکایی جعلی میساخت و بیش از ۹ میلیون دلار سرقت کرد، حکم ۱۰ سال و ۷.۵ سال زندان فدرال برای دو چهرهٔ اصلی این طرح صادر شد (US Department of State)
بنگلادش برنامهای آزمایشی با پشتیبانی سازمان جهانی بهداشت [دبلیواچاو] را در چهار منطقه آغاز میکند تا با آموزش ۲۰ هزار دانشآموز و صدها آموزگار، انجام یک نظرسنجی گسترده برای شناسایی ریشهها و تدوین مدلهای دادهمحور که میتوانند پایهٔ سیاست ملی پیشگیری از خودکشی باشند، به افزایش خطر خودکشی نوجوانان رسیدگی کند (BSS News)
دادگاه تجدیدنظر فدرال آمریکا دسترسی سراسری پستی به میفپریستون را موقتاً مسدود میکند - داروی تأییدشدهٔ سازمان غذا و دارو [افدیای] که در بیشتر سقطهای جنین در آمریکا استفاده میشود. این پرونده از شکایتی ناشی میشود که استدلال میکند افدیای مقررات خود دربارهٔ میفپریستون را بهنادرستی آسانتر کرده است، ازجمله تصمیم سال ۲۰۲۱ که اجازه داد این دارو از راه دور تجویز و پستی ارسال شود. دستور دادگاه تجدیدنظر، تدبیری موقت است که در زمان بررسی این ادعاها صادر شده است. احکام بعدی، ازجمله بررسی احتمالی دیوان عالی، تعیین میکند که آیا این محدودیتها باقی میمانند، برداشته میشوند یا گستردهتر خواهند شد (The Guardian)
تایلند و آمریکا مذاکراتی سطحبالا در واشنگتن دیسی [آمریکا] برگزار میکنند تا تبادل اطلاعات و عملیات مشترک علیه باندهای فراملی مراکز تماس، قاچاق انسان و جرایم آنلاین را گسترش دهند، در عین حال تأکید تایلند بر سرکوبهای اخیر است که بیش از ۱۰ هزار قربانی کار اجباری را نجات داد و بیش از ۲۰ میلیارد بات دارایی را توقیف کرد (حدود ۶۱۵ میلیون دلار) (The Nation Thailand)
سازمان هوانوردی امارات متحده عربی میگوید پساز لغو تدابیر احتیاطی اعمالشده در ۲۸ فوریه، در آغاز جنگ ایران، ترافیک هوایی به حالت عادی بازگشته است، این پساز آن بود که شرایط عملیاتی و امنیتی بهطور مشترک ارزیابی شد (Reuters)
آمریکا ۶۰۰ هزار کیت آزمایش سل و۱۱ هزار دوره درمان کودکان را به بنگلادش میرساند تا میان کمبودهای سراسری و بار همچنان سنگین سل، به تثبیت تشخیص و مراقبت کمک کند (Muslim Network TV)
سازمان جهانی بهداشت سه مرگ و سه مورد ابتلای دیگر را در پی شیوع مشکوک هانتاویروس در یک کشتیِ تفریحی در سواحل غرب آفریقا تأیید کرد. هانتاویروس بیماری تنفسی نادری است که با جوندگان ارتباط دارد. تیمهای بهداشتی برای ارزیابی خطرها وارد کشتی شدند، همزمان تحقیقات ادامه دارد (Fox News)
'بیمارستان سیریراج تایلند' مأموریتی پزشکی را از ۴ تا ۷ می در لائوس آغاز کرد تا برای ۴۹ بیمار، ۷۲ عمل تعویض مفصل انجام دهد. برخی عملها شامل کاشت نخستین کاسههای لگن تیتانیومی چاپ سهبعدی، درونسازمانی و ویژهٔ هر بیمار در جهان خواهد بود. این پروژه همچنین مهارت جراحی را به کادر درمان محلی منتقل میکند و همکاری مراقبتهای بهداشتی منطقهای را تقویت میکند (The Nation Thailand)
برخی روشهای پخت میتوانند باعث ازدسترفتن تا ٪۵۰ از مواد مغذی کلم کیل شوند. در مقابل، پخت کلم کیل در زودپز با زمان صفر دقیقه [تنظیم زمانسنج روی ۰ دقیقه]، ٪ ۹۵ از مواد مغذی آن را حفظ میکند. همچنین کارشناسان توصیه میکنند کلم کیل را خرد کنید و پیشاز پخت ۳۰ دقیقه به آن استراحت دهید تا تولید سولفورافان بهطور چشمگیری افزایش یابد. پژوهش نشان میدهد روشهای کوتاه و کمآب، مانند مایکروویو و زودپز، برای حفظِ ویتامینها و ترکیبات مفید سلامتی این سبزی، بسیار برتر از جوشاندن هستند (Plant Based News)
از ۱ مارس ۲۰۲۶، تایلند شش واحد بارورسازی ابر را پیشاز خشکسالیهای پیشبینیشده مرتبط با الگوی احتمالی ابَر ال نینو که از ماه می آغاز میشود، مستقر کرده است. پساز ۴۴۶ پرواز موفق، این ابتکار برای ۱۲.۸ میلیون هکتار زمین کشاورزی مفید بوده و مخازن آب را دوباره پر کرده است. مقامها هشدار دادند که گرمای شدید و کاهش بارندگی ممکن است تا سال ۲۰۲۶ ادامه یابد و عملیاتِ سراسری بارورسازی ابر همچنان ضروری باشد (The Nation)
بارانهای شدید، سیلها و رانشهای مرگبار را در مرکز و شرق کنیا به راه انداخت. مقامها کشتهشدن ۱۸ نفر را تأیید کردند، درحالیکه اوج بارشهای فصلی ساکنان را آواره میکند و به زیرساختهای محلی میزند. پلیس با ادامهٔ شرایط خطرناک جوی در شهرستانهای آسیبدیده، خواستار احتیاط شد (Free Malaysia Today)
بارندگی شدید در شمال شرقی برزیل سیلها و رانشهای شدید زمین را در ایالت پرنامبوکو به راه انداخت، جان شش نفر را گرفت و بیش از ۹۴۰۰ ساکن را آواره کرد و ۲۷ منطقه آسیب دیدهاند. فرماندار 'راکل لیرا' وضعیت اضطراری اعلام کرد، همزمان گروهها بیش از ۸۰۰عملیات نجات انجام دادند (The Watchers)
مقامهای تایلند مسافری ۱۹ساله را در فرودگاه سووارنابومی بانکوک [تایلند] بازداشت کردند، پساز آنکه ۳۰ تن از اشخاص-لاکپشت ستارهای هندی حفاظتشده- به ارزش حدود۹ هزار دلار - را یافتند که زیر لباسش چسبانده بود، در پروندهای که مقامها میگویند ممکن است با شبکهای گستردهتر قاچاق حیاتوحش مرتبط باشد (Taipei Times)
سایمون استیل، رئیس اقلیمی سازمان ملل، میگوید درگیری آمریکا و اسرائیل با ایران، گذار جهانی به انرژیهای تجدیدپذیر را شتاب میدهد، زیرا کشورها میکوشند وابستگی به بازارهای ناپایدار نفت و گاز را کاهش دهند (Reuters)
ارتش آمریکا در پی همکاری با پژوهشگران و صنعت غذا است تا با بهرهگیری از فناوریهای پیشرفتهٔ پروتئین، جیرههای غذایی بدون گوشت اشخاص- حیوان برای مناطق جنگی توسعه دهد. ارتش میخواهد از تخمیر یا "روشهای نوین دیگر زیستساخت" استفاده کند تا زنجیرههای تأمین را تقویت کند و برای نیروهای مستقر در خط مقدم تغذیهای تابآور فراهم کند (Task & Purpose)
شرکت بریتانیایی تولیدکننده خوراکیهای وگان به نام 'سوییت فریدوم'، 'چاک شات گیلاس' را در بریتانیا عرضه کرد. این شربت وگان و بدون شکر تصفیهشده که از کیک جنگل سیاه [دسر کلاسیک آلمانی] الهام گرفته، پاسخگوی تقاضای مصرفکنندگان برای طعمهای نوستالژیک است و میتوان از آن در قهوه، روی پنکیک، روی بستنی وگان و موارد دیگر استفاده کرد (Retail Times)
'شهرهای بیتبلیغ' [نهادی که میکوشد تبلیغات شرکتی را از فضاهای عمومی حذف کند] و بیش از ۵۰ سازمان، ازجمله انجمن وگان، از دولت بریتانیا میخواهند "طرح دهمادهای برای رژیمهای غنی از گیاهان" را بپذیرد. موارد شامل اینهاست: "از تدارکات و پذیرایی عمومی برای تهیه و ارائهٔ غذاهای بیشتر گیاهی بهره بگیرید"، و "از کشاورزان بریتانیایی برای افزایش تولید و عرضهٔ پروتئینهای گیاهی حمایت کنید". (Plant Based News)
مسئولان جنگل در ذخیرهگاه ببر کاوال [هند] گودالهای سنتی "چلیما" را احیا میکنند و بسترهای خشک جویبارها را میکَنند تا آب بهآرامی در آنها نفوذ کند و آب زیرزمینی دسترسپذیرتر شود. این ابتکار آب آشامیدنی حیاتی را برای اشخاص- حیاتوحش که در گرمای شدید در رنجاند، فراهم میکند (New Indian Express)
شخص- سگ نجاتگر قهرمان به نام تایتان، یک مالینویز بلژیکی از آلیکانتهٔ اسپانیا، پساز درگذشت و بعداز ۱۳ سال خدمت، مورد تقدیر قرار گرفت. او در کنار آتشنشان سرهیو پرز، بیش از ۸۰ مأموریت جهانی را برای یافتن قربانیان زندهٔ بلایای طبیعی مانند زلزله و سیل انجام داد و میراثی از شجاعت و جانهای نجاتیافته بهجا گذاشت (EuroWeekly News)
مدیر بیمارستان عمومی کوئین لو، دکتر هو کاک توئی، پسری را که دچار برقگرفتگی شده بود، در آولاک (ویتنام) در ساحل کوئین با انجامِ فوری احیای قلبیریوی [سیپیآر] نجات داد. کودک که در ابتدا نبض نداشت، پساز سه دقیقه ماساژ قفسهٔ سینه، نبضش پایدار شد. (VnExpress)
سخن روشنگر روز: «کودکان را تربیت کنید و دیگر نیازی به تنبیه انسان نخواهد بود.» - فیثاغورس (وگان) استاد روشنضمیر ارجمند، ریاضیدان و فیلسوف (Maestrovirtuale)
پیشتر در قسمت ۱ از ۲ تجربهٔ نزدیک به مرگ 'لین آرچز-رپاپورت' لین آموزگار آمریکایی شیمی و ریاضی دورهٔ متوسطه روایت کرد چگونه پساز گیرافتادن در امواج ۳ تا ۳.۵ متری و برخورد با صخره، در سواحل پورتوریکو داشت غرق میشد. وقتی بدنش را ترک کرد، صورت و بدنش را دید که غرق میشد و خودش را دید که سوی 'نوری الهی' حرکت میکرد، آنجا حضرت عیسی مسیح (گیاهخوار) و پدر درگذشتهاش برای مرور زندگی او حضور داشتند. پشت مرور زندگی تونلی بود، که صدها وجود پیوسته میپرسیدند: «آیا او میآید؟» لین رؤیاهایی از ابعاد دیگر هم دید، دردی را که به دیگران وارد داده بود حس کرد و خود را پیش از تولد به یاد آورد وقتی به او گفته شد والدینش را برای آموختن پشتکار و تابآوری انتخاب کرده است. لین که در 'نوری' سفید-آبی احاطه شده و از عشقی که هرگز پیشتر حس نکرده بود سرشار شده بود، با پیامی بازگردانده شد که سالها میکوشید آن را درک کند.
در پایان آن تجربه مرا به بدنم بازگرداندند، زیرا هنوز زمان آن نرسیده بود که از تونل پایین بروم و به من گفتند به همه بگویم «هستم آنکه هستم» و اینکه زمان بسیار حیاتی است. در ساحل، لین از حال رفت و با عجله به بیمارستان رسانده شد. وقتی کوشید به دوستپسرش بگوید در آن تجربه چه رخ داده بود، او با نجوا گفت هرگز نباید به کسی بگوید، چون میترسید او را در مرکز روانی بستری کنند. سالها، لین تا حد زیادی سکوت کرد و در کتابها و روایتها به دنبال چیزی گشت شبیه آن چیزی باشد بر او گذشته بود.
لین بعدها کوشید آنچه رخ داده بود را درک کند، حضوری در آن تجربه برایش بهویژه آشنا مینمود: حضرت عیسی مسیح (گیاهخوار)، که میگوید از کودکی به او اعتماد داشت. من بعنوان یک کاتولیک بزرگ شدهام. احتمالاً آن دلیل نقشِ حضور عیسی در تجربهام بود، نه مثلاً بودا یا نماد مذهبی دیگری. در آن تجربه حس کردم در امانم و عیسی پیوسته از راه تلهپاتی به من میگفت همهچیز خوب میشود، من خوب هستم، چون بسیار ترسیده بودم و از آنچه رخ میداد میلرزیدم. اما واقعاً این عیسی بود که آرامش میداد. اما یادم هست که در کودکی به کلیسا میرفتم. مدتی به مدرسهٔ کاتولیک رفتم، احتمالاً تا وقتی کلاس پنجم بودم. سالها خودم بهتنهایی به کلیسا میرفتم. تا سالهای دبیرستان به آموزش اصول دینی میرفتم و همیشه حس میکردم عیسی برایم شخصی یا 'وجودی' امن، 'هستی' یا 'روحی' بود که میتوانستم با او سخن بگویم، گفتوگو و اعتماد کنم. واقعاً حس میکردم عیسی تنها کسی بود که آن زمان از زندگی انسانیام واقعاً مرا دوست داشت. او در قامت عیسی بهعنوان استاد آنجا بود تا همراه با پدرم از من استقبال کند.
وقتی داشتم غرق میشدم و میدانستم دارم میمیرم، به درگاه خدا دعا میکردم و میگفتم «لطفاً مرا نبر. من بهقدر کافی شایسته نیستم.» هرگز فکر نمیکردم شایسته باشم. گذر از آن تجربه، بهنوعی حسم را تأیید کرد، اما این خودم بودم که دربارهٔ خودم داوری میکردم. هیچکس، هیچ وجود دیگری - خدا، عیسی، پدرم، آن وجود سایهوار یا مردمان انتهای تونل - دربارهٔ من داوری نمیکرد. همه از خودم میآمد. و بعد حس بعدی داشتم. حس میکردم نمیخواهم این شخص باشم. این بخشی از دگرگونیِ بازگشت به بدنم بود. همانجا، درست همان لحظه، میدانستم که همانجا و در همان لحظه، میخواهم به بهترین نسخهٔ ممکنِ خودم تبدیل شوم، مهربانترین، دلسوزترین، و پرمحبت ترین خویشتنی که میتوانم باشم.
پیامی که لین با آن بازگردانده شد - «هستم آنکه هستم» - برای او معنایی شخصی و عظیم یافت. از آن پیام بسیار تحت تاثیر قرار گرفتم. اصلاً معنای "هستم آنکه هستم" چیست؟ یادم هست به دوستی گفتم و او گفت، «لین، خدای من، این شبیه پیام موسی در بوتهٔ سوزان است. از این آگاه هستی؟» و گفتم، «بله، اما واقعاً معنایش چیست؟ هستم آنکه هستم.» بر پایهٔ آن تجربه برای من «هستم آنکه هستم» یعنی یک راه واحد برای نگاه به خداوند وجود ندارد. خداوند مردی سفیدپوست با ریشی سفید و بلند نیست. هیچ راه واحدی برای باور به خداوند، 'الوهیت'، 'کائنات'، 'کیهان' و طبیعت وجود ندارد- همه مشابه هستند. در اینکه چگونه باور داشته باشیم یا ممارست کنیم که در پیوند با 'الوهیت' باشیم، راه درستِ واحدی وجود ندارد. راه درست، راهی است که برای شخصی که آن پیوند را ممارست میکند درست است، مادامیکه مهربانانه، پرمهر و دلسوزانه باشد.
یکی از رؤیاهایی که لین در تجربهٔ نزدیک به مرگ خود دید - دربارهٔ زنانی که فرزندانشان آب پاک و ایمن نداشتند - بعدها به ندایی برای اقدام تبدیل شد. پساز بازگشت، 'سازمان زنان برای آب' را بنیان نهاد و با جوامع جهان در حال توسعه همکاری کرد تا به زنان کمک کند رهبرانی شوند که بتوانند آب پاک را برای روستاهای خود تصفیه و فراهم کنند.
مرور زندگی، نگاه لین به کودکی و والدینی که او را بزرگ کرده بودند را هم تغییر داد. فورا نگرشی متفاوت نسبت به والدینم پیدا کردم. میدانستم آنها به شیوهٔ خود، هرچند شاید بهعنوان وجودهای زمینی ناکارآمد بوده باشند، بهترین تلاش خود را کردند، اما در آنچه برای فرزندپروری در اختیار داشتند محدود بودند. حس کردم درک بهتری دارم که آنها چه کسانی بودند و از کجا میآمدند. نسبت به آنها خشمگین یا دلخور نبودم و آن، بار بزرگی از دوشم برداشت، که در مسیر زندگی مجبور نبودم آن خشم یا دلخوری را نسبت به آنها حمل کنم. آنها بهترین کاری که میتوانستند را کردند. من آنها را انتخاب کرده بودم. در تجربهام به من گفته شد آنها را برای اینکه والدینم باشند انتخاب کرده بودم. این را باورم دارم. بله از اینکه آنها والدینم بودند، تابآوری آموختهام و همهاش خوب بوده است.
سالها بعد، وقتی لین حقایقی دردناک را دربارهٔ کودکیاش کشف کرد و دریافت که چقدر بارها وادار شده بود به غرایز خود شک کند، میگوید تجربهٔ نزدیک به مرگش به او کمک کرد حتی آن رنج را با شفقت پردازش کند، نه با خشم. بهنظرم تجربهکردن و آگاهی نسبت به آن و چون تجربهٔ نزدیک به مرگ را داشتم، کمک کرد بتوانم آن را به شیوهای مهربانتر و باشفقت تر پردازش کنم، زیرا دربارهٔ کسانی که آن ویژگیهای خاص را داشتند، میتوانستم از کودکیشان ببینم چرا آنگونه رفتار میکردند. کوشیدم آن را تا این حد شخصی نگیرم، هرچند دردناک بود، اما بعدها درک کردم آنها هم زمانی کودک بودهاند و جایی در مسیر سفرشان، نامهربان شدند، یا بهدلیل عزتنفس پایین، یا برای محافظت از خودشان. بهنظرم اگر تجربهٔ نزدیک به مرگ را نمیداشتم، احتمالاً چنین احساسی نمیداشتم. احتمالاً خشمگین، ناراحت، دلخور و انتقامجو میبودم. ش (Tales Of Resilience)